"> ...یه پنجره
نور چشم من سالهاست منتظر آمدنت بودم فکر نمیکردم بیایی میگفتم در همان غربت میمانم
شنبه 7 آبان ماه سال 1384
پیشی و من و ماه

شنبه 7 آبان ماه سال 1384
پیشی های غریب
 این عکسو کنار خیابون و توی تاریکی با موبایل گرفتم . پیشیها رو  بغل کردم و نازشون کردم
خیلی دوست داشتم بیارمشون خونه

سه شنبه 3 آبان ماه سال 1384
من و شب و سکوت

شبه ، شاید ساعت نه ... شب، سکوت و من ، با هم جشن گرفتیم هر سه ، آبی هستیم حرف همو بهتر می فهمیم و هر شب برای هم یه سبد آرامش هدیه می آریم ، دست به دست هم دور می شیم از چیزایی که در روز آزارمون می دن و ناراحتمون می کنن ، آنقدر روحمون رو بالا می بریم که دست هیچکی بهمون نمی رسه ، و وقتی خورشید  می آد و سکوت و شب رو از خونه بیرون می ندازه می دونم اونقدر آرامش آبی رنگ هدیه گرفتم تا همه رنگهای دنیا رو با اون به رنگ آبی در بیارم. 

 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 9443