امسال هم تموم شد , مثل همه سالها , این گذر هم زیباست و هم غمگین
زیبا چون که در روزهایی جدید ورق می خوریم
غمگین , که با هر ورق فاصله ما با پایان این دفتر کمتر و کمتر می شه , تعطیل می شویم بدون اینکه
روزگار ذره ای برای حق انتخاب ما یا داشتن منصب " خلیفه زمین ! " تره ای خرد کنه .
هنوز هم وهنوز هم تولد و مرگ آدمها برام پدیده ای عجیب و شگفت انگیزه , دیدن نوزادی چند روزه همونقدر قابل و تامل و عجیبه که به خاک سپردن انسانی که حرف می زد و آرزو داشت !
شب کمی وب گردی کردم و می دیدم که دغدغه ها , شادیها , آرزوها ...همه ازهمون فلزی هستند که با کمی تفاوت قرن ها تکرار و تکرار می شه , یه جمله جالب پشت یه کامیون خوندم که " شاید زندگی همین باشه " این تکرار مکررات می گه "همینه که هست ! " حالا هی انسان بیاد حقیقت حقیت کنه ! حقیقتی وجود نداره اونچه واقعیت داره همینیه که لمسش می کنیم هرچیزی خارج از محدوده "بودن "صاف می ره توی قلمرو باورها و افسانه ها! ...بگذریم .
به سالی آک نزدیک می شیم تحرک و پویایی این روزها رو از خود عید بیشتر دوست دارم , امسال با عنوان " عروس تازه " می رم دید و بازدید و باید به دکورم ! برسم کلی از خریدهام مونده ...مانتوهای امسال که به درد کارناوال می خورند و کفشهای ورنی زشت مد امسال ! و...خرید رو کمی سخت کرده َ دیزاین کردن ! بااین مدلهای کج و کوله چندان راحت نیست .
پرونده سال 86 رو با سرفصل هاش مروری می کنم وزن اتفاقات خوب خیلی بیشتر از اتفاقات ناخوشایند بوده
حالا که خوب گذشته پس ای روزگار بیا و این چند لحظه آخر سال رو هم کوفت کن! اگرچه هیچوقت از لقمه کردن سالهای عمرم ازت راضی نخواهم بود ...گریزی هم نیست .
یکی از نقاشی هامو به مناسبت روزهای خوشرنگ آتی تقدیم به همه دوستان ندیده و نشنیده ام می کنم .
به رسم عاشقی سهم شما هر لحظه بهار و طراوت
روزهای نویتان مبارک .
 |