"> ...یه پنجره
نور چشم من سالهاست منتظر آمدنت بودم فکر نمیکردم بیایی میگفتم در همان غربت میمانم
جمعه 24 اسفند ماه سال 1386
بهاری متفاوت برای من

امسال هم تموم شد , مثل همه سالها , این گذر هم زیباست و هم غمگین

زیبا چون که در روزهایی جدید ورق می خوریم

غمگین , که با هر ورق فاصله ما با پایان این دفتر کمتر و کمتر می شه , تعطیل می شویم بدون اینکه

روزگار ذره ای برای حق انتخاب ما یا داشتن منصب " خلیفه زمین ! " تره ای خرد کنه .

 

هنوز هم وهنوز هم تولد و مرگ آدمها برام پدیده ای عجیب و شگفت انگیزه , دیدن نوزادی چند روزه همونقدر قابل و تامل و عجیبه که به خاک سپردن انسانی که حرف می زد و آرزو داشت !

 شب کمی وب گردی کردم و می دیدم که دغدغه ها , شادیها , آرزوها ...همه ازهمون فلزی هستند که با کمی تفاوت قرن ها تکرار و تکرار می شه , یه جمله جالب پشت یه کامیون خوندم که " شاید زندگی همین باشه " این تکرار مکررات می گه "همینه که هست ! " حالا هی انسان بیاد حقیقت حقیت کنه ! حقیقتی وجود نداره اونچه واقعیت داره همینیه که لمسش می کنیم هرچیزی خارج از محدوده "بودن "صاف می ره توی قلمرو باورها و افسانه ها! ...بگذریم .

 

به سالی آک نزدیک می شیم تحرک و پویایی این روزها رو از خود عید بیشتر دوست دارم , امسال با عنوان " عروس تازه " می رم دید و بازدید و باید  به دکورم ! برسم  کلی از خریدهام مونده ...مانتوهای امسال که به درد کارناوال می خورند و کفشهای ورنی زشت  مد امسال ! و...خرید رو کمی سخت کرده َ دیزاین کردن ! بااین مدلهای کج و کوله چندان راحت نیست .

 

پرونده سال 86 رو با سرفصل هاش مروری می کنم وزن اتفاقات خوب خیلی بیشتر از اتفاقات ناخوشایند بوده

 حالا که خوب گذشته پس ای روزگار بیا و این چند لحظه آخر سال رو هم کوفت کن! اگرچه هیچوقت از لقمه کردن سالهای عمرم ازت راضی نخواهم بود ...گریزی هم نیست .

 

یکی از نقاشی هامو به مناسبت  روزهای خوشرنگ آتی تقدیم به همه دوستان ندیده و نشنیده ام می کنم .

به رسم عاشقی سهم شما هر لحظه بهار و طراوت  

روزهای نویتان مبارک .

 

 آن سو


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 9424