"> ...یه پنجره
نور چشم من سالهاست منتظر آمدنت بودم فکر نمیکردم بیایی میگفتم در همان غربت میمانم
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387

 

اشتباه نکنید !

صاحب پاها خودکشی نکرده

مثل سهراب هم قایقی نساخته و توی آب هم ننداخته !

شنا ؟

نه نه نه ! شنا هم نرفته

قدم می زنه ؟!!! قدم هم نمی زنه

فکر نکن هر چی می خوای بگی جوابش نه است

ولی خب نع ! دنبال کفشاش هم نمی گرده

خب ؟؟؟

بگو .

 

 

پ.ن : مطمئنا می شد از زاویه بهتری عکس گرفت ؛ ولی موجها عجیب تند می اومدند و می رفتند و ایجاد رد پا هم آسون نبود زحمت ایجاد رد پاها رو به دفعات , فریبرز کشید  تا بالاخره  شد این !

   دور خواهم شد ...دور     


جمعه 27 اردیبهشت ماه سال 1387
و با زهم سرود رویش

 

وقتی که داشتم این عکسو از دست یک بی بی نازو مهربون نود ساله می گرفتم

این شعرنا خود اگاه توی ذهنم شروع به خوندن کرد ...

 

  هنوز نمرده ام

  ببین

  هنوز هم

  این قدمهایم نفس می کشند

  تمام این زمین را...

  و دست هایم

  بی هیچ لرزشی

  باز هم سبز سبز گشته اند...

 

 

 

برداشت البته ! آزاد است .

 هستم اگر می روم 


چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1387
زن و دوایر

 

دوایری زیادی در محدوده افکارو اعمال ما وجود دارد دوایری که دین , سنت , اجتماع ... گاه به درستی و گاه خودخواهانه وگاه به غایت خطا ! ترسیم نموده اند که بگذریم!

 

اصل نابرابری انسان ها در طول تاریخ همواره مطرح بوده و هر بار ملاکی معین برای اثبات آن معرفی کرده اند؛ رنگ پوست، ملیت ، نژاد ، مذهب ، جنسیت و امثال آن . البته ریشهء همهء این برتری خواهی ها را می توان در خودخواهی یافت؛ آنان که هر چه در دنیاست برای خود می خواهند، دیگران را همه رقبایی می بینند که حضورشان به معنی محرومیت از امکاناتی چند برای اینان است. پس هر چه رقیب کمتر، مالکیت بیشتر. اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همه ی رقیبان را باالکل از میدان به در کنند چرا با از میان رفتن یک رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می کند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی که نوع برتر را تعریف کند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر که سفید تر، برتر؛ هر که قوی تر؛ بهتر؛ ...

 


در این میان قانونی وجود دارد که شاید از همه کودکانه تر باشد:‌ فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر!‌ و آن عضو مفلوک جامعه کسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه نسبی که مطلق است - برتری از آن نوع که انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد است که روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است که به واسطهء مرد خلق شده است و کاری جز این نکرده که مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به خدا نموده و باعث
اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مکار ، عامل بیچارگی دنیا.

 

از تعداد اندک دوستان خوب وبلاگیم و البته رهگذران احتمالی , دعوت به مباحثه می کنم و امید که انچه که واقعا خود می اندیشند را بیان کنند نه آنچه که دیگران به هزار دلیل مستند غلط , درست می پندارند ,

این بار بحث کمی جدیست و و البته برای آخرین بار ! که مدتهاست از حوصله بحث و مباحثه هم افتاده ام !

 جواب تک تک دوستان را در اولین فرصت در قسمت کامنت ها خواهم گذاشت .

 

 

در نهایت می پرسم ؟

اصولا تفاوت های جنسیتی موجود بین زنان و مردان ، می تواند منجر به تفاوت در حقوق قانونی و اجتماعی بین آنان شود ؟ و دوایرمتعددی را برای جنس دوم ایجاد کند ؟

 


جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
محرم و نامحرم !‌

 

امروز توی یکی از بیل بردهای تبلیغاتی عکس گنده ای رو از شرک و اون الاغه گذاشته بودند که سس تبرک دستشون بود !

برام جالب بود پس کو پرنسس فیونا ؟!

 یعنی حضوریک کاراکتور انمیشنی خانم اشکال شرعی داره ؟!

یا برای مردها اغوا کننده ست ؟!...

به خودم دلداری دادم که بی خیال سس تبرک چندان مالی هم نیست همون بهتر دست همین دو تا باشه !

 


چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387
فونت عوضی !!!

      

     " ترجمه آپدیت پایینی ! " ....راستش بدم هم نمی اومد کمی دقت دوستان رو هم امتحانکی بکنم !

 

امروزفکر می کردم عجیبه ! ما آدمها الفبا و گویشمون یکیه

ولی نمی تونیم اونطور که باید از کلمات استفاده کنیم 

که خیلی از فاصله ها وجود نداشته باشه

 فونتمون بشتر وقتا , مثل الان ! اشتباست !

 

یادمون می ره موندنی نیستیم !!!

 


یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387
T,kj hajfhi

Hlv,c t;v ld;vnl ;I u[dfi ;I lh hnlih hgtfh , ',dal,k d;di ,gd kl dj,kdl h,kx,v ;I fhdn hc ;glhj hsjthni ;kdl ;I odgd hc thwgi ih ,[,n knhaji fhai

T,kjl,k fdajv ,rjh hajfhsj !

 

Dhnl,k ldvi ;I l,knkd kdsjdl !!!

 

هیییسسس ...می خواهم فکرکنم

 


یکشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1387
کارای من وتو!

 

سه شنبه می ری تا تجربه جدیدی رو آغاز کنی

در تلاشی تا انتقالی ات رو به اینجا جور کنی

و بالاخره صحبت هات با مهدی که هنوز نفهمیدم بالاخره برای شرکتتون به کجا رسید !

این از کارای تو

 

و اما خودم

 چیزی که فقط الان به ذهنم می رسه اینه که هیچی بد تر ازین نیست که بعد از شش ماه وامت جور بشه و عدل!همون روزی که می خوای بری وام رو بگیری ضامنت زایمان کنه ! اونم سزارین ! دستهام رو زدم زیر چونه و منتظر افتادن شماره اش روی گوشی همرام هستم .

 

پوستری روکه هفته پیش طراحی کردم و کلی هم بهم آفرین !!!!گفتند

امروزمحترمانه مجبوم کردند تا دوباره در سایزی بزرگتر اجراش کنم

 " واقعا "  ازون کارآکتارسایه شکل و چرخ دنده ها و... حالم به هم می خوره .

این تیپ کارها اصلا با روحیه و آب و هوای من جور نیست ...

 

باید چند دورتسبیح بچرخونم و هی تکرار کنم تا ملکه بشه که : "  پوستر اخ...پوستر اوخ... "


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 9456