دوایری زیادی در محدوده افکارو اعمال ما وجود دارد دوایری که دین , سنت , اجتماع ... گاه به درستی و گاه خودخواهانه وگاه به غایت خطا ! ترسیم نموده اند که بگذریم!
اصل نابرابری انسان ها در طول تاریخ همواره مطرح بوده و هر بار ملاکی معین برای اثبات آن معرفی کرده اند؛ رنگ پوست، ملیت ، نژاد ، مذهب ، جنسیت و امثال آن . البته ریشهء همهء این برتری خواهی ها را می توان در خودخواهی یافت؛ آنان که هر چه در دنیاست برای خود می خواهند، دیگران را همه رقبایی می بینند که حضورشان به معنی محرومیت از امکاناتی چند برای اینان است. پس هر چه رقیب کمتر، مالکیت بیشتر. اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همه ی رقیبان را باالکل از میدان به در کنند چرا با از میان رفتن یک رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می کند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی که نوع برتر را تعریف کند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر که سفید تر، برتر؛ هر که قوی تر؛ بهتر؛ ...
در این میان قانونی وجود دارد که شاید از همه کودکانه تر باشد: فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر! و آن عضو مفلوک جامعه کسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه نسبی که مطلق است - برتری از آن نوع که انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد است که روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است که به واسطهء مرد خلق شده است و کاری جز این نکرده که مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به خدا نموده و باعث اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مکار ، عامل بیچارگی دنیا.
از تعداد اندک دوستان خوب وبلاگیم و البته رهگذران احتمالی , دعوت به مباحثه می کنم و امید که انچه که واقعا خود می اندیشند را بیان کنند نه آنچه که دیگران به هزار دلیل مستند غلط , درست می پندارند ,
این بار بحث کمی جدیست و و البته برای آخرین بار ! که مدتهاست از حوصله بحث و مباحثه هم افتاده ام !
جواب تک تک دوستان را در اولین فرصت در قسمت کامنت ها خواهم گذاشت .
در نهایت می پرسم ؟
اصولا تفاوت های جنسیتی موجود بین زنان و مردان ، می تواند منجر به تفاوت در حقوق قانونی و اجتماعی بین آنان شود ؟ و دوایرمتعددی را برای جنس دوم ایجاد کند ؟
|